محمد رضا واليزاده معجزى
488
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
مطلعين لرستان كه هنوز به چاپ نرسيده ، استفاده كردهايم ولى چون كتابهاى تاريخى متعرض جزئيات حوادث نشده و غالبا به همان قضاياى ساوه بسنده كردهاند و تازه در حكايت هم نقش عمده لرستانيان را در قيام شاهزاده كاملا وجهه نظر قرار نداده و كما ينبغى روشن نساختهاند ، لذا نگارنده كه از سالها پيش درصدد جمعآورى قضاياى تاريخى لرستان بودم ، متوجه اين نكته شدم كه اگر همه اقدامات و فعاليتهاى سالار الدوله و پيرامونيان لرستانى او از قضيه جنگ ساوه به بعد به رشته تحرير نياييد اين كتاب يك تاريخ ناقص و نيمهتمام خواهد بود و از طرفى فرصت جمعآورى قضاياى مزبور هم در شرف انقضاء بود زيرا اشخاصى كه به نفسه در اين صحنهها حاضر و ناظر بوده و اطلاعات موردنظر در حافظه آنان مضبوط بود ، در طى متجاوز از نيم قرن به سراى باقى شتافته و فقط عده قليلى از آنها باقيماندهاند كه آنها هم مراحل پايان زندگى را طى مىكنند و بعضى آنقدر پير شدهاند كه قواى شنوايى را از دست داده و قطعا در حافظه آنها هم خلل راه يافته است . عدهاى از آنها كه خوشبختانه اطلاعات كافيه در اين زمينه دارند ، در دسترس قرار دارند كه بايد آن اطلاعات را از آنان گرفت كه اين فرصت قليل هم از دست نشود . بنابراين نگارنده در اين فصل فقط اقوال ناظرين آن صحنهها را بدون كم و زياد نقل مىكنم و اگر احيانا در بعضى موارد اين نوشتهها با متون تاريخى اختلافى داشته باشد ، هردو روايت را به نظر خوانندگان رسانده باشيم تا خود با ذوق سليم حاق مطالب را درك نمايند . فايدهاى كه در افزودن اين فصل كه متضمن مشهودات جمعى از پهلوانان اين واقعه تاريخى است به نظر نگارنده رسيده است كه تقريركنندگان اين مطالب علاوهبر اينكه از حواشى و محارم شخص سالار الدوله و شب روز با او جليس و انيس بوده و از همه تصميمات و اقدامات او اطلاع كامل دارند ، خود به نفسه از بدايت تا نهايت قيام با وى بودهاند و از نظر كنجكاو آنان چيزى مكتوم نمانده است . ضمنا اين نكته را هم قبلا به استحضار خوانندگان مىرساند كه چه بسا منقولات اين فصل از نظر فن تاريخ نگارى به واسطه عدم استناد به مدارك و اسناد تاريخى مورد ايراد حجمى واقع شود و لذا در جواب گوييم در فصل گذشته تا آنجا كه دسترسى داشتهايم به متون تاريخى مراجعه كردهايم و در اين فصل هرچند از متون استفاده نشده لكن در عوض مطالبى را كه نوشتهايم ، از قول اشخاص ثقه و مورد اعتماديست كه بلاواسطه شاهد قضايا بودهاند و درعينحال اقوال چند كس را هم با يكديگر مقابله كرده و صرافى نمودهايم و شخصا در صحت آنها ترديد نداريم . « 1 »
--> ( 1 ) بخش ] 1 . [ همانگونه كه خواننده فرهيخته بر اين باور است ، باوجود اين ترس و توجيه نويسنده ، بايد گفت ارزشمندترين اثر وى همين « تاريخ شفاهى » است .